این شعر را که سالها پیش گفتهام هنوز ترجمه نکردهام. نه از باب ترجمهناپذیری یا مشکل فنی و غیره، فقط حالش را نداشتم!
یادش بهخیر
برفبوسهای که خواهم فرستاد
برای بلور پیکرت
و رگهایت که پر از آواز خواهد بود.
یادت بهخیر صبح مهگرفتهی زمستان
که محو خواهی شد
ای تنحریر خیال و تبسم
جاری میان برگ و نسیم.
