پدید آمدن این وبلاگ حاصل شکست سالها مقاومت برای پدید نیامدن آن است!
پس از کشف آتش و بعدها کشف ابزار و کشاورزی و خیلی چیزهای دیگر به وسیلهی انسان (که همهی اینها البته پس از خروج ایشان از غار صورت گرفت)، سالیان بسیار زیادی گذشت و ناگهان انسان (از اینجا به بعد "انسان" یعنی من!) متوجه وبلاگ "یاهو 360" شد. این مفاجات میمون را به فال نیک گرفت و از نوشتن در این نوع دفتر خاطرات مجازی قوت قلب یافت. خاطرات پار و پیرار را از زیر غبار سالیان به درآورد و دفترهای پیشین را نو کرد.
اما پس از چندی دانست که بیشتر کاربران این یاهو 360 بیش از آن که آن را در راه اعتلای مقام اعلای فرهنگ و هنر (که غیر از آن "بنیاد هیچ منزلتی پایدار نیست") به کار گیرند، آن را گونهای "بنگاه شادمانی" مجازی پنداشتهاند. او با سیل پیامهای مخدرات معصومی روبهرو شد که از او میپرسیدند: "R u married?"
انسان که از اینجا به بعد خود را در برابر آزمونی تاریخی و بسا سرنوشتخرابکن و خانمانبرانداز میدید، بر آن شد تا به سیاق دوستان قدیم یک وبلاگ درست و حسابی یا به قول اصفهانیها "آدموار" راه بیاندازد، که انداخت.
البته یک حسن خوب (!) یاهو 360 آن بود که انسان میتوانست به راحتی در آن به زبان فرانسوی هم بنویسد. اما انسان مشکلات فرانسوی نویسی در بلاگفا را به جان خرید و خودش را، البته تا حدودی، از گزند بلایای طبیعی و مصنوعی یاهو 360 برحذر داشت. نام وبلاگ خود را به عشق مام وطن که او را قرار و سکینه بود و به نشانهی دوستداری فرهنگ فرنگ و نویسندهی نامی آن مونتسکیو، "نامههای پارسی" (و نه "نامههای ایرانی" که ترجمهای غلط است) نهاد.
و این گونه انسان مشغول کشف خود شد.
